آيت‌الله شيخ محمد صالح كميلي:

ذکر همیشگی سالک باید یکی از موارد زیر باشد: " لا اله الا الله" یا " الحمد الله"، " یا حی یا قیوم"، " لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" و " استغفر الله ربی و اتوب الیه" سالک باید به تناسب حال خود یکی از این اذکار را آزمایش کرده انتخاب کند. و اما ذکر خاص، پس باید آن را استاد به او بدهد.


دستورالعملى از شيخ محمد حسين (كمپانى) به امام جمعه زنجان

بارى - الحمد لله على كل حال - از ذكرسوال شده بود. اگر چه زياد است ولى مناسب حال و مقام كه در قرآن ، منصوص و در كلمات معصومين عليه السلام ماثور است ، ذكر يونسيه است : لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين ، كه در نتيجه آن در خود قرآن منصوص است : فنجيناه من الغم و كذلك ننجى المومنين و چون غم سالك خلاصى از سجن (:: زندان ) طبيعت است ، بايد اين مقصد بزرگ منظور بوده باشد كه نتيجه نجات از سجن طبيعت ، ارتقا به عالم قدس است . و بديهى است كه اين قسم (:: گونه ) از نتايج ، تابع لقلقه لسان نيست ، توجه مخصوص به مذكور لازم دارد، و فنا در مذكور، نتيجه نجات او سجن طبيعت و ملازم با بقاء الله است و مشايخ مى فرمودند كه اقلا چهارصد مرتبه ذاكر در سجده باشد، كه اشرف حالات عبوديت است ، خيلى خوب است خرده خرده بايد زياد شود. شايد بعضى كه مى شناسيد، دو ساعت يا زيادتر اين سجده را ادامه داده اند. بهترين اوقات ، وقت سحر يا بعد از نماز عشا كه وقت انحدار غذاست 

- كه نه معده پر و نه چندان خالى و ضعيف است - و البته توجه به مذكور على الاتصال (:: پيوسته ) لازم است ، تا غلبه حال دست دهد و روزنه به عالم ملكوت باز شود و نفس مجرده مشهود گردد:

من عرف نفسه فقد عرف الله و آنچه مشايخ طريقتى در ذكر قلبى اصرار دارند، براى همين است كه در ذكر لفظى توجه تام غالبا دير دست مى دهد، ولى نقش در قلب بى توجه ، يك مرتبه آن متصور نيست ، پس اگر مستدام شود البته زودتر غلبه حال رخ مى دهد، و اين مطلبى كه عرض شد، فقط براى همين ذكر لفظى كه موافق شرع است و همچنين نماز دعا و زيارت - هر كدام كه با توجه باشد - موثر است . ديگر آنكه هر كس خداخواه است ، بايد هميشه حاضر مع الله باشد و لسان او از ذكر او، و قلب او از ياد او خالى نباشد

دستور العملى از مرحوم مجلسى

مردى نزد  عالم بزرگ و عارف ربانى ملا محمد تقى مجلسى رضوان الله تعالى عليه مى نويسد: آنچه اين بنده از دوران رياضت و خودسازى دريافته ام ، مربوط است به زمانى كه به مطالعه تفسير اشتغال داشتم . شبى در بين خواب و بيدارى حضرت محمد صلى الله عليه و آله را مشاهده كردم ، با خود گفتم : شايسته است در كمالات و اخلاق آن حضرت خوب دقت كنم .هر چه بيشتر دقت كردم عظمت و نورانيت آن جناب گسترده تر مى شد، به طورى كه نورش همه جا را فرا گرفت . در اين هنگام بيدار شدم ، به من الهام شد كه خلق رسول خدا قرآن مى باشد، بايد در قرآن بينديشم . پس هر چه بيشتر در آيه اى دقت مى كردم ، حقايق بيشترى نصيبم مى شد، تا اينكه يكدفعه حقايق و معارف فراوانى بر قلبم فرود آمد. پس در هر آيه اى كه تدبر مى كردم چنين موهبتى بر من عطا مى شد. البته تصديق اين مطلب براى كسى كه به چنين توفيقى دست نيافته دشوار بلكه عادتا غير ممكن است ، وليكن مقصود من راهنمايى و ارشاد برادران فى الله مى باشد.
دستور رياضت و خود سازى عبارت از اين است كه : سخنان بى فايده بلكه از غير ذكر خدا خوددارى كند. استفاده از ماكولات و مشروبات و لباسهاى لذتبخش و منكوحات و منازل زيبا و راحت را ترك كند. از معاشرت با غير اولياى خدا دورى جويد. از خواب زياد اجتناب نمايد و ذكر خدا را با مراقبت كامل ادامه دهد. اولياى خدا، تداوم بر ذكر ( يا حى يا قيوم ! يا من لا اله الا انت ) را تجربه كرده و نتيجه گرفته اند. مننيز همين ذكر را تجربه نمودم ، وليكن ذكر من غالبا (يا الله ) است ، با خارج ساختن غير خدا از قلب و با توجه كامل به جناب خداى متعال .
البته آنچه بسيار مهم است ذكر خدا با مراقبت كامل مى باشد، و ساير امور به پاى ذكر نمى رسد. اگر اين عمل تا مدت چهل شبانه روز ادامه يابد، درهايى از انوار حكمت و معرفت و محبت بر سالك گشوده مى شود آن گاه به مقام فناء فى الله و بقاء الله ترقى مى كند.
 


دستور العملى از مير محمد حسين خاتون آبادى

مداومت بر كلمه توحيد ( لا اله الا الله ).
از (اصبغ بن نباته ) روايت شده است :
(با حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام بودم . گذرمان به گورستان افتاد. حضرت در آنجا فرمود:
السلام على اهل لا اله الا الله ! من اهل لا اله الا الله . كيف وجدتم كلمه لا اله الا الله ؟ يا لا اله الا الله ؟ بحق لا اله الا الله ، اغفر لمن قال لا اله الا الله و احشرنا فى زمره من قال لا اله الا الله ! 
پس از آن فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى گفت : هر وقت كسى به گورستان آيد و اين ذكر را بگويد، گناه پنجاه سال بر او بخشوده مى شود. به حضرت رسول صلى الله عليه و آله عرض شد: اگر كسى پنجاه سال گناه نداشت ، حضرت فرمود: گناهان پدر، مادر، برادران يا مسلمانان ديگر بخشود مى شود.)
كمترين مقدار ذكر ( لا اله الا الله ) صد مرتبه در روز است . از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است .
(هر كس در هر روز صد بار ( لا اله الا الله ) بگويد، برترين مردم در آن روز است ، مگر فردى كه بيش از او، اين ذكر را بگويد.)

از طرف زيادتى ، اين ذكر را حدى نيست . (ابن قداح ) از امام صادق روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:(چيزى نيست ، مگر اينكه آن را حدى است ، نماز را خدا واجب كرده و حد آن به پاداشتن همان مقدارپنچگانه - است روزه واجب ، حدش ، روزه داشتن ماه مبارك رمضان است ، حج ، حدش ، حج گزاردن - در ايام ويژه - است . اما ذكر را، حدى نيست و خداوند به كم آن راضى نيست و نهايتى را هم برايش ننهاده است .
حضرت ، آن گاه ، اين آيه را خو
اند: (اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را ياد كنيد، يادى بسيار و صبح و شام او را به پاكى بستاييد (35)))
و فرمود: 
(پدرم ، بسيار ذكر مى گف
ت ، با او راه مى رفتم ، او ذكر گو بود. با او مى خوردم ، او ذكر گو بود. اگر مردم با او سخن مى گفتند، آن ، بازدارنده از ذكر گويى پدرم نبود. مى ديدم زبانش به سقف دهانش مى خورد و مدام ( لا اله الا الله ) مى گفت . پدرم ما را جمع مى كرد، هر كس قرآن مى خواند، غير از آن از او چيزى طلب نمى كرد، اما آن كس را كه به خواندن قران مشغول نبود، امر مى كرد كه ذكر بگويد.)
خانه اى كه در آن قران خوانده شود، و ذكر الهى گفته شود، بركتش زياد مى شود و ملايكه نزد اهل خانه مى آيند و شياطين آنها را ترك مى كنند. آن خانه براى اهل آسمان مى درخشد، همانگونه كه ستارگان براى انسانها مى درخشند.
اما آن خانه اى كه در آن ، نه تلاوت قرآن مى شود و نه خدا ياد مى گردد، بركت اهل خانه كم مى شود و ملايكه آنها را ترك مى كنند و شياطين به نزد آنها مى شتابند.
خدا صلى الله عليه و آله آمد و پرسيد: بهترين اهل مسجد كيست ، فرمود: آن كس كه 
(ذكر) بيشتر باشد.)

زينها از غفلت از معنا و مفهوم اين روايت شريف ! بلكه آن را - هميشه وجهه همت و تلاش خود قرار بده و قبله راهت كن ! و خوردن و آشاميدن و ديگر فعاليتهاى ضرورى دنيايى را، مانعى براى ذكر گويى تو نباشد! وابستگانت را - نيز - به آن امر كن ! بخصوص كسانى را كه خواندن نمى توانند.
اين گونه باش ، تا بر سعادت دو جهان ، دست يابى ! و اميد كه آخرين كلامت در دنيا، ذكر ( لا اله الا الله )باشد و به واسطه آن ، توفيق ورود به بهشت يابى .
در خبر مستفيض است : هر كس ، آخرين سخنش لا اله الا الله باشد، وارد بهشت مى شود.
يعنى آن كه سخنش را در اين دنيا با كلمه طيبه توحيد ختم كند، داخل بهشت مى شود. البته اين احتمال به ذهن مى رسد كه مقصود روايت ، اين باشد كه : (آن كه در دنيا ختم سخنش در هر مجلس ، آن كلمه طيبه است وارد بهشت مى
شود.)
هر كدام از اين دو معنا باشد، شايسته نيست كه از آن - در هر حالتى - غفلت شود.
O ديگر از اذكار مهم ، تسبيحات اربعه ( مسمى به باقيات صالحات )
است .
از 
(ضريس ) روايت شده است :(حضرت امام باقر عليه السلام به نقل از پدرانش فرمود:
حضرت رسول الله صلى الله علي
ه و آله گذرش بر مردى كه درختى در باغش مى كاشت ، افتاد. رو به او فرمود: ايا راهنمايت باشم در مورد كاشتنى اى كه ريشه اش استوارتر و ثمردهى اش زودتر و ميوه هايش گواراتر و انفاقش پايداتر است ، آن مرد گفت : آرى ، پدر و مادرم فداى تو! پس ‍ حضرت فرمود: صبحگاه و شامگاه بگو: (سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر. ) اگر اين ذكر را بگويى ، با هر تسبيحت براى تو ده درخت از انواع ميوه دارها، در بهشت كاشته مى شود. آن ، براى تو (باقيات صالحات ) است .
آن مرد گفت : اى رسول خدا! تو را شاهد مى گيرم بر اينكه ، اين بستان را براى اهل صفه براى فقراى مسلمان صدقه قرار دادم در اين هنگام ، خداوند تبارك و تعالى ، اين آيه هاى قران را نازل كرد: 
(اما آن كه (حق خدا را) داد و پروا داشت و (پاداش ) نيكوتر را تصديق كرد بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت .
بهتر اين است كه روزانه ، اين سى يا صد مرتبه خوانده شود و يا پس از هر نماز واجب ، سى مرتبه گفته شود. از معصوم عليه السلام روايت شده است : 
(حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:سبحان الله و الحمدلله و لا اله الله و الله اكبر ، سرور و سالار، تمامى تسبيحهاست . هر كس ، در هر روز، سى مرتبه آن را بگويد، از آزاد كردن يك برده و از راهى كردن ده هزار اسب براى جهاد در راه خدا براى او بهتر است . او از جايش برنخيزد، مگر آنكه گناهانش ريخته باشد و عوض هر حرف از آن ، خداى تعالى ، شهرى را - در بهشت - عطايش كند.)
حضرت امام باقر عليه
السلام فرمود:(هر كه صد بار ( سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر ) بگويد، اسم او در (دفتر صديقا
ن ) نوشته (مى ) شود، كه او را ثواب فرد صديق باشد هر حرف - از آن (نورى بر روى صراط است . اين كس ، در بهشت ، رفيق حضرت خضر عليه السلام خواهد بود.)
از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است :
(روزى حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: پاسخ اين سوالم را بدهيد: اگر تمامى لباسها و ظرفهاى خود را در يك جا جمع كنيد و بعضى را روى برخى ديگر نهيد، ايا معتقديد كه به آسمان خواهيد رسيد، گفتند: نه ، اى رسول خدا! حضرت فرمو
د: آيا راهنمايتان باشم بر چيزى كه ريشه اش در زمينى و شاخه هايش در آسمان است ، گفتند بلى اى رسول خدا!
آن گاه حضرت فرمود:
هر كدام از شما، هنگامى كه از نماز واجب فارغ شد، سى بار بگويد: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر ، زيرا، ريشه اين - درخت - ذكر در زمين و شاخه هايش در آسمان است . اين ذكر، در آن روز، از گوينده اش خرابى - خانه - و غرق شدن و در آتش سوختن و سقوط در چاه و دريده شدن به دست درندگان و بدمردگى و بلاى آسمانى را دفع مى كند. اين ذكر، باقيات صالحات است .
استغفار، از مهمترين ذكرهاست ، آن ، گرد آورنده خير دنيا و آخرت است
امام رضا عليه السلام به واسطه پدرانش از حضرت على عليه السلام روايت مى كند:
حضرت امير عليه السلام فرمود: با استغفار، معطر شويد! - مبادا - كه بوى گناهان ، شما را رسوا كند!
نيز از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده است : استغفار، روزى را زياد مى كند.
از حضرت رسول عليه السلام روايت است :
هر كه ، بسيار طلب غفران كند، خداوند راه نجات از هر اندوهى را نشانش ‍ مى دهد و گريزگاه هر سختى اى را بر او معلوم مى سازد و از جايى كه گمانش ‍ نمى رود، روزيش مى رسد.
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است :
(وجود مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله و استغفار، دو قلعه استوار براى حفظ شما از عذاب الهى است . اما ديگر آن قلعه بزرگتر و مستحكمتر نيست و فقط قلعه استغفار مانده است ، پس زياد طلب مغفرت كنيد، زيرا آن ، محو كننده گناهان است ، خداوند فرمود:
تا تو در ميان آنان هستى ، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى كنند، خدا عذاب كننده ايشان نخواهد بود.
از حضرت امام صادق عليه السلام روايت است :
هر كس پس از نماز صبح ، هفتاد صبح ، هفتاد مرتبه طلب غفران كند، خداوند بر او مى بخشد، اگر چه در آن روز، هفتاد هزار گناه انجام دهد. و هر كه بيش از هفتاد هزار گناه در يك روز انجام دهد، خيرى در او نيست .

بدان كه براى توسعه در روزى ، شايسته است فرد مسلمان ، روزانه ، صد بار لا حول و لا قوه الا بالله گويد، زيرا از معصوم عليه السلام روايت شده است : هر كه ، روزانه صد بار لا حول و لا قوه الا بالله گويد، هيچ گاه او را فقرى نمى رسد.

امام صادق عليه‌السلام فرمودند حيرانم از كسي كه از كسي يا چيزي مي‌ترسد و به گفتن اين قول خداوند حسبنا الله و نعم الوكيل پناه نمي‌برد

- دوم - حيرانم از كسى كه محزون است ، ولى به گفتن اين قول خداوند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد:
پس (دعاى ) او را بر آورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤ منان را (نيز) چنين نجات مى دهيم

-سوم - حيرانم از كسى كه در دام خدعه و نيرنگ گرفتار آمده ، ولى به گفتن اين قول خداوند
 
افوض امرى الى الله ، ان الله بصير بالعباد  پناه نمى برد، زيرا، خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد: پس ‍ خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مى كردند، حمايت فرمود:
- چهارم - حيرانم از كسى كه خواهان دنيا و زينتهاى آن است ، ولى به گفتن اين قول خداوند
 
ماشاء الله لا قوه الا بالله پناه نمى برد، زيرا خودم از خداوند عزوجل شنيدم كه پس از آن مى گويد:.. اگر مرا از حيث مال و فرزند كمتر از خود مى بينى اميد است كه پروردگارم ، بهتر از باغ تو به من عطا فرمايد...
(آن گاه امام افزود) عسى در اينجا موجبه است . (يعنى پروردگارم بيقين اين كار را خواهد كرد.)

اذكاري از آيت‌الله ملا حسينقلي همداني

و بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه كلمه طیبه توحید، و دعاى صباح مشهور بخوان ، و تسبیح سیده نسا را بعد از فریضه ترك مكن ، و هر روز هر قدر بتوانى ، لااقل یك جز قرآن ، با احترام و وضو و خشوع و خضوع بخوان ، و در بین خواندن حرف مزن ، مگر در مقام ضرورت و در وقت خواب شهادت را بخوان ، و آیه الكرسى ، و یك مرتبه فاتحه ، و چهار سوره توحید و پانزده مرتبه سوره قدر، و آیه شهد الله ....بخوان و استغفار هم مناسب است و اگر بعضى از اوقات بتوانى سوره مباركه توحید را صد مرتبه بخوانى ، بسیار خوب است و از یاد مرگ غافل مشو و دست بر گونه راست گذاشته به طرف راست با یاد خدا بخواب . 
و از وصیت كردن غافل مشو و ذكر مبارك : 
لااله انت سبحانك انى كنت من الظالمین را هر قدر بخوانى ، و هر وقت بسیار بگو، اولا در شب و شب جمعه در هر یك صد مرتبه سوره مباركه قدر را بخوان ، و دعاى كمیل را در هر شب جمعه ترك مكن ، و مناجات خمسه عشر را، حالت با هر كدام از آنها مناسب باشد، لاسیما مناجات مساكین و تابین مفتقرین و مریدین و متوسلین و معتصمین را بسیار بخوان و دعاهاى صحیفه كامله ، هر كدام در مقام مناسب ، بسیار خوب است . 
و در وقت عصر هفتاد بار استغفار و یك سبحان الله العظیم ، سبحان الله و بحمده بخوان ، و استغفارات خاصه را هم بخوان ، و سجده طویل را فراموش مكن ، و قنوت طول دادن بسیار خوب است ، و همه اینها با ترك معاصى بسیار خوب است التماس دعا دارم

اذكاري از آيت‌الله بهجت

 کسی که می خواهد روزی اش فراوان شود، این ذکر را بسیار بگوید و در آغاز و پایان آن هم، یک صلوات بفرستد... (اللهم أَغنِنی بِحَلالِِکَ عَنِ حَرامِکَ، وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک: خدایا! مرا به وسیلۀ حلالت از حرام خویش بی نیاز کن، و با فضل و بخشش خودت، از هر چه غیر خودت بی نیاز ساز!)[گوهرهای حکیمانه
 سؤال: برای دوری از ریاء چه باید کرد؟
جواب: با عقیدۀ کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: 
لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله).[به سوی محبوب
 سؤال: برای درمان عصبانیّت چه کنیم؟
جواب: با عقیدۀ کامل، زیاد صلوات فرستادن: (
أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد).[به سوی محبوب:70]
 سؤال: جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟
جواب: بسمه تعالی، اِکثار حوقله (زیاد گفتن: 
لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم). [به سوی محبوب
. سؤال: اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن مرا راهنمایی فرمایید!
جواب: اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: 
لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است. [به سوی محبوب
. در مورد اذکار و اوراد و قرائت و امثال اینها، انسان همیشه تحرّی [کوشش در جستجو] و مراقبت نماید [که] چه عملی تا چه اندازه موافق با نشاط و حضور قلبی او است، همان را اختیار کند. [به سوی محبوب. در شداید و گرفتاریها، بهترین ذکر این است که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما رسیده: (
لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم لاَمَلجَأ وَ لا مَنجأ مِنَ اللهِ إلاّ إلَیه). [نکته های ناب:72]
. برای دفع بلا و شرّ، این دعا نیز نافع است: (
أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِهِ وَ أَمسِک عَنَّا السُّوءَ: خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست، و بدی را از ما باز دار!)[در محضر بهجت:
. سؤال: چگونه در تمامی کارها و عبادات، اخلاص را فراموش نکنیم؟!
جواب: بسمه تعالی، در عبادات و تمام کارها اختیاراً راه ندهد، غیر از خدا را و غیر از یاد او را. و همین راهِ منحصر سعادت است![به سوی محبوب
. سؤال: چه کنیم تمرکز فکر پیدا کنیم؟
جواب: اذکاری که برای جمع کردن فکر مؤثر است، مثل: (
لا إله إلاّ الله) را زیاد بگویید.[فیضی از ورای سکوت

اذكاري از آيت‌الله مظاهري

سالك بايد علاوه بر قرآن كه ذكر است،اذکار ديگري نيز براي خود در نظر داشته باشد.مانند اذكار شريف«صلوات» و «لا اله الا لله».پيامبر اعظم«صلی الله علیه وآله وسلم» تا سه سال فقط مي فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» و شرط رستگاري را همان گفتن ذكر «لا اله الا الله» مي دانستند.ذكر ديگري كه براي معمول مردم در اين مرحله وارد شده،ذكر شريف یونسیه است.خواندن این ذکر براي رفع مشكلات و جذب نظر لطف خداوند موثر است.موقعي كه حضرت  يونس «عليه السلام»در امتحان الهي سر فراز و موفق نشد و در شكم ماهي زنداني شد،مرتباً ذكر شريف:« لا اله الا انت، سبحانك اني كنت من الظالمين»را تکرار کرد تا اینکه خداوند رحمان و رحیم او را نجات بخشید.«فاستجبنا له و نجّيناه من الغم و كذللك ننجي المومنين»(انبیاء/88)

 خداوند متعال مي فرمايد:«‌فلو لا انه كان من المسبّحين،للبث في بطنه الي يوم يبعثون»(صافات/143و144)

«و اگر يونس عليه السلام بسيار تسبيح نمي گفت تا روز قيامت در شكم ماهي مي ماند.»

لذا از طرف علمای علم اخلاق بسيار تاكيد شده كه اين ذكر شريف را بسيار بخوانيد.در هر حالي كه هستيد،در سجده،در حالت نشسته،اگر در نماز نشد بعد نماز،يا حتي در هنگام راه رفتن و نظایر آن.

 ذكرهاي شريف«يا حي يا قيوم» و «لا حول و لا قوة‌ الا بالله»نيز بسيار خوب است. مخصوصاً هنگامي كه با لفظ شريف«بسم الله الرحمن الرحيم»همراه باشد.

در روایت داریم که پيغمبر اكرم «صلی الله عليه واله وسلم» به حضرت زهرا«سلام الله عليها» فرمودند:دخترم در وقت خواب يك ختم قرآن بخوان،يك حج و عمره به جا بياور و مومنين و ملائكه و انبياء را نيز از خود راضي كن.حضرت فاطمه زهرا«سلام الله عليها»به پدر گفتند:پدر جان فرموده خويش را تفسير كنيد.ايشان فرمودند:اگر در موقع خواب سه مرتبه سوره توحيد را بخواني يك ختم قرآن خوانده ای،ذكر شريف «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»هم ثواب يك حج و عمره را دارد.گفتن ذكر«اللهم اغفر للمومنين و المومنات و المسلمين و المسلمات الاحياء منهم و الاموات»رضايت مومنين و مومنات را در بر دارد و ذكر شريف «اللهم صل علي محمد و ال محمد و علي جميع الانبياء و المرسلين و الاملائكة المقربين» با رضايت انبياء و ملائكه همراه است.

علی کل حالٍ دین مبین اسلام به ذکر،خیلی اهمیت داده است.حتي هنگام قضاي حاجت هم اذكار و مستحباتی وارد شده است.از جمله اينكه با پاي چپ انسان وارد دستشويي شود و براي بيرون آمدن اول پاي راست را بيرون بگذارد و «آيةالكرسي» را بخواند و دشمنان اهل بيت را لعنت كند.

مرحله دوم ذكر قلبي است كه دو معني دارد:معناي اول اينكه اذكاري كه گفته شد با توجه باشد به عبارت ديگر وقتي مي گوييم «لا اله الا الله» دل ما هم بگويد «لا اله الا لله» لقلقه لسان نباشد.هم دل بگويد هم زبان.زبان از دل سرچشمه بگيرد و دل از زبان.يعني اينكه واقعاً بداند هيچ معبودي جز خداوند يگانه نيست و اين لفظ شريف بيان كننده اصل توحيد است.به بیان روشنتر اين ذكر شريف در بر گیرنده ابعاد توحيد یعنی توحید ذاتي،توحيد عبادي، توحيد صفاتي وتوحيد افعالي می باشد.يعني واجب الوجودي در جهان نيست جز خداوند متعال.موثری در این جهان نيست مگر خدای یگانه،فضيلتي در جهان نيست مگر از طرف خداوند رحمان و رحیم.و معبودي نيست جز خداوند تبارک وتعالی.

 در مورد ذكر شريف صلوات وارد شده است كه داراي اصول توحيد،نبوت،ولايت ومعاد مي باشد.با بيان اين ذكر انسان اقرار مي كند كه خدايا تو را وكيل خودم قرار مي دهم(توحيد)و از تو مي خواهم كه بر پيغمبر اکرم(نبوت)‌ و همچنين بر آل ایشان(‌ولايت)‌درود بفرستي و آنان را در روز قيامت(معاد)شفيع من قرار دهي. همه اين اصول در صلوات نهفته است،اگر در طول شبانه روز كمي دقت كنيم مي توانيم بيشتر از هزار مرتبه «صلوات» بفرستيم و بيشتر از سه هزار مرتبه نيز ذكر «لا اله الا الله»را بيان كنيم.اگر کسی مداومت بر ذكر شريف«لا اله الا الله»داشته باشد واین ذکر را ورد زبان خود قرار دهد،اگر به کما هم برود،مي تواند اين ذكر را بيان كند تا از دنيا برود.


اذكار امام خميني رحمه‌الله عليه
در اذكار شريفه با حضور قلب ذكر شريف : ((لااله الاالله )) - كه افضل و اجمع اذكار است . اين عمل را بكند؛ اميد هست خداوند از او دستگيرى كند. و البته در هر حال ، از نقص و عجز خود و از رحمت و قدرت حق ، غافل نباشد، و دست حاجت پيش ذات مقدّس او دراز كند و از آن ذات مقدّس دستگيرى ، طلب كند، اميد است كه اگر مدتى اشتغال به اين عمل پيدا كند، نفس به توحيد عادت كند، و نور توحيد در قلب جلوه كند و البته از شرايط عامه ذكر، نبايد غفلت شود و ما بيشتر شرايط قرائت قرآن - كه شرايط ذكر نيز هست - در كتاب ((آداب الصلوة )) مذكور داشتيم . 
بالجملة براى زنده نمودن دل ، ذكر خدا و خصوص اسم مبارك ((يا حَىُّ يا قَيُّوم )) با حضور قلب مناسب است ... و از بعض اهل ذكر و معرفت منقول است كه در هر شب و روزى ، يك مرتبه در سجده رفتن و بسيار گفتن : (لااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين ) براى ترقيات روحى خوب است . و از بعضى سالكان راه آخرت نقل فرموده كه چون از حضرت استاد خود فايده اين عمل را شنيد، در هر شب و روزى ، يك مرتبه سجده مى رفت و هزار مرتبه ، اين ذكر شريف را مى گفت . و از بعض ديگر نقل نموده كه سه هزار مرتبه مى گفت و از حضرت زين العابدين و سيّدالسّاجدين علىّ بن الحسين - سلام اللّه عليهما - منقول است كه سنگ خشن زبرى را ملاحظه فرمود، سر مبارك را بر آن نهاد و سجده نمود و گريه كرد و هزار مرتبه گفت 
((لااله الا اللّه حقاً حقاً، لااله الا الله تعبداً ورقاً، لااله الا الله ايماناً و تصديقاً)) 

دستورالعمل آيت‌الله آقا محمد بيدآبادي

هرگاه ، قلبا توبه کرد و مصر بر فعل توبه و تدارک مافات منه شد، نشانه توفیق الهی واذن دخول به درگاه حضرت شاهی است .

پس در آن اوقات ، به جهت رفع وسوسه نفس و خطورات قلبیه ، که لازمه طبع بشری است ، مکرر مداومت به این ذکر کند:

لاحول ولا قوه الا باالله العلی العظیم

گمان حقیر، بلکه یقین ، که یک اربعین تمام نشده است ،از برای نفس حالتی چند عارض می شود که ترقی تمام ، نسبت به حال سابق نفسش دست گیریش خواهد گردید.

بعداز آن ، چند وقتی ، که اقلش یک اربعین باشد، به این ذکر مداومت نماید:

لااله الاانت ، سبحانک انی کنت من الظالمین

هرگاه مراعات حال نفس ، بر آنچه مذکور شد 11 ، مقارن به این ذکر گردید، بی شبهه ، حالتی او را دست می دهد. به شرط آن که مقارن گرداند این اوقات ر، به جوعی و سهری و ماکول و مشروبی که در ظاهر شبهه ناک نباشد. چون اربعین ، به این ذکر یا مراقبه نفس ، براو گذاشت ، شروع نماید به ذکر

لااله الا الله

با تذکر معنی آن . به این طریق که در گفتن[ لااله] به زبان ،از دل ، خیال غیر را بیرون و محو سازد. در گفتن[ الاالله] توجه کلی ، قلبا به جانب حق نماید. به این طریق یک اربعین به سر آورد، با آن شرایط سابقه . دراین اربعین ، صفایی و نوری در دل او منکشف گردد که او را در بعضی ازاوقات از خود بی خود نماید و بعدازاین اربعین ، شب و روز مداومت نماید به ذکر:

لا اله الا هو، یا حی یا قیوم،  یا هو الحی القیوم

تایک اربعین . دراین اربعین ،احتمال دارد جنونی براو عارض شود، بسبب مشاهده بعضی ازانوار تجلیات . دراین اربعین ، لازم است او ر، باجوع و سهر و صمت ، عزلت واگر چه بی اختیار نفس ، به علت مشاهده بعضی ازانوار صفات ، میان به عزلت و صمت می کند.

بعدازاین اربعین ، دیگر مداومت نماید به ذکر:

الله

بی حرف ندا. و دراین اربعین به قدرقابلیت واستعداد، فتح باب ملکوت ، در دل اوشود، به حیثیتی که امور مخفیه براو ظاهر و مکشوف گردد. چنان انوار صفات ، براو، فایض گردد که خودش در آن حال حیران خود باشد.

بعدازاین اربعین ، مداومت نماید به ذکر:

یا هو یا من هو لا هو الا هو

چنان مشغول شود که غیراز فرایض و نوافل یومیه واکل و شرب ضرورت ، به هیچ چیز دیگر متوجه نشود و دراین اربعین ،او را فنایی از [ملک و ملکوت] حاصل شود که به غیراز نفس خودش ، که خود را مشاهده می نماید، محیط ملک و ملکوت و حق ر، محیط برخود مشاهده کند، بی کمی و کیفی ، و خود را چون قطره ای محو در دریای حقیقت ، مشاهده نماید. بعدازاین ،اربعینی دیگر مداومت نماید به ذکر:

یا هو

که دراین اربعین فانی از خود گردد. دراین حال ، عبد در میان نباشد، شاهد و مشهود ذات معبوداست . واین جای اقدام است . دراین مقام ، آواز:

لمن الملک الیوم 

 ازاو برخیزد که خود گوید و خود شنود.

بعدازاین اربعینی دیگر مداومت نماید به ذکر:

یا الله یا هو

که از حالت[ محو به صحو] رسد و بقای کلی در عین فنااو را حاصل گردد و سر معنی[ العبودیه جوهره کنههاالربوبیه] براو ظاهر و منکشف گردد و دراین مقام به مرتبه[ خلافت] و مراد حق تعالی از[ انی جاعل فی الارض خلیفه] خواهد رسید و دراین مرتبه سزاواراست که خلق را به خدا دعوت کند و نام عام ، بلکه خاص[ حجه الله علی الارض] به اشاره غیبی آن حضرت خواهد بود.

وصول به این مرتبه و ترقی دراین مقامات ، موقوف است بر تکمیل هر مقامی به شرایط مقرره ، به مراعات امور جزئیه متعلقه به آن مقام ، والا در قدم اول به جا ماند وانانیت و فرعونیت در نفس او، شکوفه خواهد کرد.


+ نوشته شده در  88/12/09ساعت   توسط محمدعلي  |